ای شب از رویای تو رنگین شده سینه از عطر توام سنگین شده ای بروی چشم من گسترده خویش شادیم بخشیده از اندوه خویش همچو بارانی که شوید جسم خاک هستیم ز آلودگی ها کرده پاک ای تپش های تن سوزان من آتشی در سایه ی مژگان من ای زگندمزارها سرشارتر ای ز زرین شاخه ها پر بارتر ای در بگشوده بر خورشید ها در هجوم ظلمت تردید ها با تو ام دیگر ز دردی بیم نیست هست اگر , جز درد خوشبختیم نیست ای دل تنگ من و این بار نور های هوی زندگی در قعر گوربرچسبها: سعید دهقانیان
برچسب:
نویسنده: رضا باقری
تاريخ: جمعه
13 بهمن
1396 ساعت: 10:22